فرهنگ و هنر

پرتو نادری: امروز ۳۰۰ میلیون انسان درجهان نوروز را جشن میگیرند

ضیا رفعت: در زمان خلافت عباسی ها از نوروز تجلیل می گردید
حزب الله ناصح: نوروز درکشور های تجلیل میگرددکه زردشت ها درآن زندگی میکردند
نوروز جشن کهن و قدیمی دربحبوحه ای طعن کج نگران وتعبیر سازان فرامی رسد و طبیعت دوباره زند میشود .
آیا نوروز حرام است ؟ یا به گفته ای این جشن باستان بدعت پنداشته میشود؟
به خاطر دریافت پاسخ های روشن دراین موارد این مسایل را با اهل ادب و فرهنگ و اقشار مختلف جامعه به بحث گذاشته و آن را دنبال کرده اند.
پرتو نادری شاعر ، نویسنده ، پژوهشگر و فرهنگی شناخته شده کشور میگوید ، وقتی بحث اسطوره یی نوروز است مشکل ندارد ولی وقتی که در تاریخ هر قدر این طرف می آییم می بینیم که حساسیت زیاد دربرابر نوروز وجود دارد . یک تعداد افراد متعصب درافغانستان میگویند ، این جشن ایرانی هاست ، این ها درحقیقت جشن یک حوزه تمدنی را به یک کشور می بخشند .وقتی ایران میگوییم ، ما دو ایران رامی شناسیم ، یکی ایران امروز با قلمرومشخص سیاسی ، ودیگری ایران یا خراسان زمین که یک حوزه تمدنی بزرگ است که به کشور های گوناگون تقسیم شده جشن نوروز ، جشن همین حوزه تمدنی بوده.
به گفته وی، امروز ۳۰۰ میلیون انسان درجهان نوروز را جشن میگیرند.
نادری بیان داشت ، من فکر میکنم که برخورد با نوروز ازسبب تعصب و نادانی است . بدون تردید نظام و هابیت که درعربستان سعودی است این ها چون با ایران از گذشته ها مخالفت دارند حالا هر چیزی را که فکر میکنند گویا ریشه ایرانی دارد
او رامیخواهند به نحوه ی تکفیر کننداو همچنان افزودکه درافغانستان هیچ گاهی نه دیروز و نه امروز جشن نوروز به حیث یک جشن مذهبی تجلیل نشده این جشن طبیعت است . درزمان حضرت محمد (ص) درزمان خلفای راشدین ، همینگونه درتمام دوره های اسلامی تجلیل میشده است.
او درپایان بیان داشت که یگانه حدیثی را که مخالفان تجلیل از نوروز دراین باره می گویند همان حدیثی است که از انس بن مالک روایت شده است . او میگوید که گویا دو تا عید بوده “همان عید عیسوی ها و یهودی ها “و پیامبر عید عای اسلام را نسبت به آنها برتر می داند ولی آنها را حرام نمی داند.
اما حزب الله ناصح استاد دردانشگاه کابل نوروز را عید مجوسیان میداند و میگویدکه دلیل معقول ومنطقی دراین زمینه این است که نوروز درکشور های تجلیل میشودکه زردشت ها درآن زندگی میکردند.
اومطرح میسازد که از نگاه لغوی نیز واژه نوروز مورد اعتراض است . ما سال نو داریم ، ماه نو داریم ، اما روز نونداریم هرروز نو است .
به باور وی اگر نوروز به عنوان سال جدید جشن گرفته شود از نگاه اسلام اشکال ندارد . اما گفت که نقل قول ها از صحابه وجود داردکه درجشن نوروز اشتراک نکنید.
اما مولوی محمد میرعالم دین برخلاف ناصح میگوید تجلیل از نوروز تجلیل از طبیعت زیبا است که خالق یکتا به بنده گانش اعطا کرده است.
اما او نوروزی بردن و اصراف درمصارف درنوروز را برخلاف شریعت می داند و میگوید اگر از نوروز مطابق شریعت اسلامی گرامیداشت گردد به خیرمردم میباشد به همین ترتیب وحیدالله باشنده مکروریان سوم نیز از جمله کسانی است تجلیل از جشن نوروز را کارمجوسیان میداند و میگوید ” مسلمانان نباید از آئین غیر مسلمانان پیروی کنند.”
مگر حکمت الله باشنده کوته سنگی شهر کابل برخلاف وحیدالله نوروز را نمونه یی از فرهنگ پر بار کشور می داند و میگوید : افغانستان دارای فرهنگ و تاریخ کهن است و تجلیل از نوروز ریشه در تاریخ و فرهنگ این مرزوبوم دارد.
اما سید صادق فاطمی ازجمله عالمان اهل تشیع نوروز را فرهنگ اصیل این سرزمین میداند و میگوید که تجلیل از نوروز کدام مشکل شرعی ندارد.
او گفت : تجلیل از نوروز ، تجلیل از طبیعت زیبای خداوندی است و دراین رابطه آیاتی در قرآن کریم نیز وجود دارد.
احمد ضیا رفعت استاد دانشگاه پوهنتون کابل این جشن با قدمت چند هزار ساله میداند که با اندک ترین تغییر رنگ بوی خود را حفظ کرده است.
به باوروی درافغانستان با گذشت زمان ارزش های دینی هم با جشن نوروز ادغام شده است مانند برگزاری مراسم جهنده زیارت گاه حضرت علی درمزارشریف و دامنه کوه علی آباد به این معنی است نوروز انعطاف پذیرهم بوده است .
او گفت که جشن نوروز پیشینه ای ۳۰۰۰ ساله دارد که بنابه روایت ها نوروز درزمان زردشت نیز تجلیل میشده است او میگوید که ۵۳۸ سال قبل ازمیلاد کورش بزرگ یک روز را بنام نوروز تجلیل میکرد.
رفعت افزودکه در آغاز دوره اسلام به تجلیل از نوروز پرداخته نشده است اما در زمان خلافت عباسی ها از نوروز تجلیل می گردید.
رفعت به تفصیل پیرامون پیشینه نوروز صحبت کرد و مطرح ساخت که درسال ۱۳۸۹ در تهران دبیر خانه ای ایجاد شد که مسوولیت تجلیل از این جشن باستانی را به عهده دارد.
بر بنیاد پیشنهاد جمهوری آذربایجان مجمع عمومی سازمان ملل متحد درسال ۱۳۸۸ جشن نوروز به عنوان روز جهانی عید نوروز به رسمیت شناخت و آن را درتقویم خود جا داد.
به هرحال آنچه گفته آمد ، واضح میسازد که تاریخ و فرهنگ هرکشور بیان سنت ها و ارزش های میباشد که از زمانه های دور درآن کشور وجود داشته است زمانی که گفته میشود افغانستان دارای پنجهزار سال تاریخ و مرکز تلاقی تمدن ها و فرهنگ ها بوده است می رساند که تاریخ این کشور از امروز آغاز نشده داشته های فرهنگی و مدنیت های موجود که دراین کشور وجوددارد از لحاظ تاریخی به ادوار مختلف برمیگردد.