چهره ها

زیب النساء بیگم

زیب النساء بیگم شاعر تورک فارسی گوی
دختراورنگزیب ششمین امپراتورگورکانی
شاهدخت زیب النساء بیگم { مخفی } دختر اورنگزیب عالمگیر ششمین پادشاه امپراتوری گورکانی اجدادش ترک ازشهر سبز سمرقند تورکستان، درسال ۱۰۴۸هجری دردهلی هند ازکتم عدم بعالم هستی پاگذاشت، این دخترخوش سیرت، خوبصورت، ادیب، هنرپرور و عاقل به نسبت ذکاوت ونبوغ را از نسل خود امیرتیمور و ظهیر الدین بابر به ارث برده بود شاهکاری های ذیل را به یادگار گذاشت :

۱– درطفولیت قرآن کریم را مانند امیر تیمور وپدرش درحافظه اش سپرد و بعد بهترین عالم برجسته صرف ونحوه، فقه، منطق و فلسفه شد.

۲– در سن ۲۰ سالگی چنین به شعر گوی شروع کرد :

دختر شاهم و لیکن رو به فقر آورده ام
زیب وزینت بس همینم نام من زیب النساءست
بعد مردن زجفای تو اگر یاد کنم
ازکفن دست برون آرم وفریادکنم
شنیدم ترک مسلک کرد عاقل خان به نادانی
چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی

۳– درخطاطی درزمان خود نظیر نداشت حسن نوشته های او برسر زبانها بود، زبان مادری اش ترکی بود اما بزبان های عربی، اردو وفارسی تسلط داشت.
۴– برعلاوه که زیرشرایط ضیق پدرش حیات بسرمیبرد بامردها صحبت نمیتوانست تمام علوم را از استادانش ازپشت پرده آموخت و ازداخل امپراتوری علما، دانشمندان و شعرا را حمایت مالی میکرد این کاروی سبب شهرتش شد.
۵– یک دیوان شعر، کتابی درتصوف بنام مونس الارواح، تفسیر بنام زیب التفسیر که در ۷۶۹ صفحه نوشته شده، کتاب زیب النساء درباره الهیات از خود بجا ماند.
۶– مانند شاهدخت مخفی هیچ کس عشق پاک را درک نکرده که در دیوان خویش چهارصدو پنجاو چهار بارکلمه عشق راذکر کرده است وازجمله بزرگترین شاعران تورک فارسی گوی بحساب میآید.
وعشق را چنین تعریف میکند: عاشق شدن به فقر و غربت، توانگری و شهزادگی ارتباط ندارد، بلکه عشق از راه چشم وگوش بدل راه میآبد.

درشعرش چنین میگوید
عشق تا زد به دلم آتش رسوایی را
برگزیدم به جهان گوشه تنهایی را
زخمی است زخم عشق که مرهم پذیر نیست
زخم محبت است ، بلی که زخم تیر نیست

بلاخره این عالم صوفیه عارفه درسال ۱۷۰۲م در چهل ششمین سال حکومت اورنگزیب و در نبود پدرش در عمر ۶۵ سالگی بدون ازدواج این جهان را وداع گفت ودر منطقه زر زری دهلی دفن گردید است.
روحش شاد یادش گرامی جایش جنت الفردوس باد.