اسلامی

دلایل انحراف جوانان ما

دلایل انحراف جوانان ما

دوستان ناباب
چه اتفاقی برای نسل های ما می افتد؟ چرا انحراف صورت می گیرد؟ چرا مردم راه واضح و مستقیم را رها میکنند؟ دلایلی که منجر به انحراف جامعه و به ویژه جوانان می شود،چیست؟
یکی از دلایل انحراف جوانان ما آن است شخصی که سعی میکند به خدا نزدیک شود، ممکن است لحظه ای در صحبت یک دوست یا رفیق باشد و این دوست برایت یک ساعت هم شده او را از حال و هوای پایبندی خارج می سازد. میتوان گفت که اولین دلایل انحراف، دوستان و هم نشینان بد و فاسد می باشند، بلکه میتوان گفت، این امر بزرگ ترین اسباب انحراف است، چون خیلی سخت است که جوان به تنهایی منحرف گردد، بی تردید کسی او را به سوی انحراف سوق داده است.
این سخنان می بایست در خانه به جوانان گفته شود ،زیرا پدران و مادران همواره به فرزندان شان می گویند:با فلان پسر نشست و برخاست نکن! با فلان دختر هم نشین مباش. اما جوانان از دستشان دلخور و ناراحت می شوند:چرا این گونه با ما رفتار میکنند، چرا دنیا را بر ما تنگ و تاریک میگرادانند؟ ولی متاسفانه گمراهی از همین جا و به همین صورت آغاز می گردد.

خیال خوشبختی
دلیل دوم: جست وجوی خوشبختی است، برخی از جوانان گمان میکنند که خوشبختی در انحراف است. به عنوان مثال مواد مخدر مصرف می کند، او انسانی است که در زنده گی هیچ هدفی ندارد، پس سعی می کند با جست و جوی خوشبختی خیالی زنده گی را فراموش کند.
این نکته ی بسیار مهمی است، شیطان همواره امور دست نه یافتنی را در برابرت زیبا جلوه می دهد.
بدین معنا که آن چه را نداری در نظرت زیبا و گوارا جلوه می دهد و به تو می گوید: خوشبختی این است . ممکن است شخصی همسری بسیار زیبا و خوش اخلاق داشته باشد که مایه ی خوشبختی اوست و همه چیز را به راه است ، اما شیطان حرام را در نظرش می آراید و آن شخص نزد زن دیگری که ممکن است در زیبایی و اخلاق از او پایین تر باشد، برود، زیرا شیطان تو را بر آن می دارد که آن چه را که برای تو دست نیافتنی است از حلال خوبی که در اختیار داری، زیباتر جلوه دهد. این اتفاق برای بسیاری از جوانان تحت عنوان خوشبختی ، معتاد به مواد مخدر اند ، او تو را می فریبد و پایت را می گیرد، پس تو می لغزی و نابود میشوی.

فرزندان تان را تربیت کنید
گمان می کنم مهم ترین دلایل انحراف، دوری از الله ترک نماز و ترک مجالس ذکر است.یعنی مهم ترین چیز ، تقرب و نزدیکی به خداست. رابطه ای میان تو و خداوند متعال باشد و این توصیه ای برای مادران است. مادر می ترسد که فرزندش بزرگ شود و به انحراف کشیده شود. او میخواهد فرزندانش را تربیت کند. خوب، برای جلو گیری از انحراف چه کاری انجام داده ای، او را به خوبی تربیت کرده ای؟ خوب است ولی کافی نیست، آیا اخلاق خانواده در سطح بالاست؟ بسیار زیبا، آن یکی اساس و این یکی دانه اصلی است ولی دین است که به خوبی از فرزندت محافظت خواهد کرد. بله دین! به فرزند ات ارزش می دهد که او را در منتهای قدرت و پایداری قرار داده و فرزندت را از اولین روز از نمازگزاران می گرداند. ترک نماز از اموری است که باعث بسیاری از مشکلات سخت و دشوار می گردد.
به همین جهت پیامبر اکرم صلي الله عليه وآله وسلم به ما می آموزد « الصلاةُ عِمادُ الدِّين »(بیهقی از ابن عمرو) نماز ستون دین است.

عجله کردن
از دیگر اسباب انحراف آن است که جوان بگوید: من به همه ی امور دین پایبند خواهم بود و پس از مدت کوتاهی توانایی مواظبت بر همه ی آن چه بدان می پرداخته است را در خود نمی بیند، پس خود رادر حال سقوط می یابد و افسرده و ناراحت می شود و ما این سخن پیامبر اکرم صلي الله عليه وآله وسلم را به او می گوییم:
« إِنَّ هَذَا الدِّينَ مَتِين، فَأَوْغِلُوا فِيهِ بِرِفْقٍ» (مسند احمد،از انس بن مالک) این دین محکم و استوار است پس با نرمی بدان بپردازید.
بنابر این یکی از اسباب انحراف آن است که ممکن است بیش از طاقت و توانت به دین بپردازی، پس گاهی اوقات با واکنشی معکوس مواجه شوی.

تقلید کورکورانه
یک دیگر از دلایل واقعی انحراف، تقلید کورکورانه به ویژه از دنیای غرب است که به وسیله ی تلویزیون و رسانه ها به ما می رسد. ماهواره از امور ظاهری غرب که منجر به انحراف می شود تقلید می کنیم.
از جمله تقلید کورکورانه : آرایش مو و دنبال مد بودن است. به من بگوی از چه کسی تقلید می کنی ؟ می خواهی چه کسی باشی ؟ تو خودت کجایی؟ چرا شخصیتی نداری که از تمدن خودت، دین خودت، پیامبر و اصحاب پیامبرت سرچشمه بگیرد؟ چرا آنان برایت الگو نیستند؟ تقلید کورکورانه می تواند یکی از دلایل انحراف باشد.

فراغت و هدر دادن وقت
چنان که فراغت نیز از جمله اسبابی است که منجر به انحراف می گردد. رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم می فارماید:
« نِعْمَتَانِ مَغْبُونٌ فِيهِمَا كَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ: الصِّحَّةُ وَالْفَرَاغُ» (بخاری از ابن عباس) دو نعمت است که بسیاری از مردم در آن ضرر میکنند، سلامتی و فراغت.
اوقات فراغت پسران یا دختران جوان از بیشترین اموری است که منجر به فاجعه می گردد. مشکل اصلی زن عزیز مصر که خودش را در اختیا یوسف قرار داد، این بود که وقت آزاد بسیار داشت.
حال بنگیرید به اوقات فراغتی که این جامعه در آن به سر می برد:
وَقَالَ نِسْوَةٌ فِي الْمَدِينَةِ امْرَأَةُ الْعَزِيزِ تُرَاوِدُ فَتَاهَا عَن نَّفْسِهِ قَدْ شَغَفَهَا حُبًّا إِنَّا لَنَرَاهَا فِي ضَلاَلٍ مُّبِينٍ{سوره یوسف 30 } ( و {دسته ای از} زنان در شهر گفتند: زن عزیز از غلام خود، کام خواسته و سخت خاطر خواه او شده است. به راستی ما او را در گمراهی آشکاری می بینیم.)
به همین جهت من به هر دختری که وقت آزاد دارد، سفارش می کنیم که با این حالت نماند. برو و رانندگی یاد بگیر ، اشکالی ندارد که به باشگاه بروی و در یک سالن سر پوشیده ورزش را یاد بگیری، البته نه در میان مردم. به آموززش زبان خارجی ، کمپیوتر و انترنت بپردازد،چون درست نیست وقت را هدر دهیم.
این دقیقا همان چیزی است که عبدالله بن مسعود میگوید: مسلمان تا زمانی که وقتش از مال و ثروت نزدش گرانبهاتر نباشد، به حقیقت ایمان پی نمی برد و همان گونه که در اثر آمده است: روزی نیست بگذرد و به مردم نگوید: من روزی تازه و نو هستم و برای اعمالت گواه می باشم، پس مرا غنیمت بشمار، زیرا من تا روز قیامت باز نخواهم گشت.
روزی که میگذرد و تو هیچ بهره و از آن نبرده ای ، پس بسیار ضرر کرده ای. نفس هایت سرمایه ات هست، پس اساس عمرت تنها «نفس ها» ست و کسی که نفس هایش را هدر دهد به خدا قسم پشیمان خواهد شد.
ابن قیم گوید: هر نفس و هر عرقی که در غیر از طاعت الله خارج شود، روز قیامت به حسرت و پشیمانی تبدیل می گردد. دم و باز دم و عرقی که در هر چیز از تو خارج شود، در بیکاری، در هدر دادن وقت ، روز قیامت تبدیل به حسرت و پشیمانی می گردد.

ماسک های تقلبی حرام
می بینیم که فتنه های اطراف ما بسیارند و مشکل فتنه آن است که به گونه ای پدیدار می گردد که گویی هیچ مشکلی در آن نیست یا حلال است، پس ما بلافاصله و بدون فکر آن را انجام می دهیم.
بنابر این از دیگر اسباب و دلایل انحراف: آن است که نامگذاری ها تغییر یافته است، پس معصیت خطرناک تبدیل به «آداب و رسوم » و کار حرام به «رفاهیت » و «تمدن» تبدیل شده است. مشکل این است که یک جوان رقصیدن بلد نیست! اگر از دختری در مجلس عروسی می رقصد بپرسی چطور چنین کاری میکند؟ گوید: نه من جلوی کسی نمی رقصم، ولی این جا مجلس عروسی است و گرنه من هرگز این کار را نمی کردم. این کار نیز درست نیست و هیچ فایده ای ندارد. پس بیایید تا با هم معیارها و مقیاس هایی ر ا مشخص کنیم، تمدن و رسوم نباید انجام شود.
من گمان می کنم که عدم شناخت و عدم فهم و درک رحمت پروردگار از دیگر دلایل انحراف می باشد. وقتی از شخص متعهد و پایبندی گناهی سر می زند، می گوید: حتا خداوند مرا نمی بخشد، چرا که من کارهای زشت و ناپسند بسیاری انجام داده ام، کار به آن جا می کشد که راه را رها میکند، زیرا فراموش کرده است که سرورمان «آدم» خودش اشتباه کرد، در حالی که او همان کسی بود که خداوند فرشتگان را در برابرش به سجده در آورد، با این که مرتکب اشتباه شد.خداوند می فرماید:
وَإِنِّي لَغَفَّارٌ لِّمَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا ثُمَّ اهْتَدَى(طه 82) و من قطعا هر که را توبه کند، و ایمان اورد، و عمل صالح انجام دهد، سپس هدایت شود، می آمرزم.
حقیقت آن است که اصل بر رحمت عفو و مغفرت خداونداستوار است،پس کسی که این مفهوم را درک نمی کند، دچار معصیت گشته و می گوید: دیگر هیچ امیدی به مغفرت و آمرزش پروردگار نیست! چنین امری نیاز به تصحیح و اصلاح دارد.

سم های کشنده ی تلویزیون
از دیگر دلایل انحراف جوانان پیگیری کانال های ماهواره ای و اروپایی و نیز مشاهده صحنه های انترنیتی و کانال های اباحی گری از جمله دلایل انحراف است. جوان از فرط تماشای چنین صحنه هایی تصور می کند که تمام دنیا شبیه آن چه دیده و مجسم نموده است، می باشد – از گفتن این امر واقعا متاسفم- و این که همه ی زنان مثل زنانی هستند که او دیده است، زیرا او صحنه هایی را دیده و به مشاهده آن عادت کرده و اکنون با سایر زنان همان گونه رفتار می نماید.
در واقع این از خطرناک ترین اموری است که باعث خشم و غضب پروردگار می گردد. تصور کن تو درمقابل پروردگار ایستاده ای و او تمام صحنه های لخت و معصیت آمیزی را که مشاهد نموده ای در برابرت به نمایش می گذارد.
جوانان! مواظب باشید. باید به خود بگویید : من هرگز این چنین صحنه هایی را تماشا نمی کنم. من نه می گویم که انترنت و کانال های ماهواره ای حرام است، ولی در انترنت چیزهایی هست که میتوان آن را تصفیه نمود و در کانال های ماهواره ای نیز اموری هست که میشود آن را رمزدار کرد، ولی آزادی در تماشای همه چیز، به خودت ضرر و زیان به خود نه بگویند.
باید بدانیم که مشغول شدن قلب به اموری غیر از خداوند متعال و شناخت او، از مهم ترین و اساسی ترین دلایل است. او نمی داند که چرا به وجود آمده است، پس چه انتظاری از او داری؟ او در دنیا سر گشته خواهد بود و بدون شک تا زمانی که خداوند را نشناسد، شیطان او را به هر راهی خواهد کشاند.
کاری کن که قلبت مملو از محبت الله باش شد و خداوند را محور زنده گیت قرار بده، به زیبایی پیوند وارتباط با الله بنگر، خداوند در حدیث قدسی می فرماید:« ولا يزال عبدي يتقرب إليّ بالنوافل..» (بنده ام همواره با نوافل به من نزدیک می شود) سنت های بسیاری را انجام بده، به ذکر پروردگار بپرداز، دو رکعت نماز شب بخوان، روزه بگیر و صدقه بده:
« حتّى أحبّه فإذا أحببته کنت سمعه الذی یسمع به و بصره الّذی یبصر به ویده الّتی یبطش بها و رجله الّتی یمشى بها» (تا این که او را دوست بدارم، پس وقتی او را دوست داشتم گوشش می شوم که با آن می شنود،چشمش می شوم که با آن می بیند، دستش می شوم که با آن کار می کند، و پایش می شوم که با آن راه می رود.) (بخاری از ابو هریره.) می پرسی چگونه؟ بدین ترتیب که که حرام را به تو نشان نمی دهد، می خواهی کانال های اباحی گری ماهواره را تماشا کنی، نمی توانی! اگر حرامی رامشاهده نمودی اجازه ی ورود آن رابه قلبت نمی دهد، و اگر بر قلبت حرامی وارد شد تو را به فتنه نمی اندازد! و اگر مرتکب عمل حرامی شدی، از آن پند گرفته و می گویی: هرگز دوباره این کار را انجام نمی دهم.
اگر خواستی از مسیر انحرافی که هم اکنون جامعه را به کام خود می کشد، نجات یابی، به درگاه خداوند پناه ببر و وارد قلعه ی مستحکم پادشاه سبحان شو.

هدفت را مشخص کن
مهم ترین دلیل انحراف، نداشتن هدف مشخصی در زنده گی است. ممکن است هر دوستی بیاید و به من بگوید: دلم گرفته است، بیا به این جا و ان جا برویم، این را بپوش، آن را امتحان کن!
بله، این نکته ی بسیار مهمی است. خطرناک ترین چیزی که باعث نابودی جوانان می گردد، این است که نمی دانند چه می خواهند. من داستان جالبی دارم با نام «آلیس در سر زمین عجایب » ما وقتی کوچک بودیم داستان دختری به نام «آلیس» را می خواندیم. آلیس سر دو راهی ایستاده بود، از این طرف برود یا آن طرف؟ در این هنگام خرگوشی او را می بیند و می گوید: آلیس کجا می روی؟ گفت : نمی دانم ، خرگوش به او گفت: حالا که نمی دانی به کجا می خواهی بروی از هر یک از این دو راه که می خواهی برو! این سخنی که در زمان کودکی به ماگفته شده است، هم اکنون برای ما که بزرگ هم شده ایم و در سنین سی یا بیست سالگی به سر می بریم اتفاق می افتد.
خواسته هایت را در دنیا مشخص کن. شیرین ترین و گواراترین چیز در دنیا آن است که فرمانبر الله باشی و در آخرت به بهشت بروی.
در واقع ما از دور به یکی از دلایل اشاره نموده ایم و من آن را از مهم ترین دلایل گفته شده میدانم و آن فروپاشیده گی خانواده گی است که جامعه ما به شدت از آن رنج می برد و باعث نابودی جوانان بسیاری شده است.

برگرفته شده از: کلام من القلب( خالد عمرو )
برگردان فارسی: چون سخن از دل برآید لاجرم بردل نشیند( سمیه اسکندری فر)

نظر بدهید